کد مطلب: 39
تاريخ: سه شنبه ۱۹ دي ۱۳۸۵
منبع:
يادداشت: شناخت، از موضوعات نوبنياد در فلسفة اسلامي است كه در دهههاي سي، تا پنجاه، همراه با اوجگيري جريانهاي چپ ماركسيستي در ايران مطرح شد و در ميان انديشمندان و جوانان آن روزگار مقبوليت عام يافت، طرحكنندگان اولية اين مبحث در ميان انديشمندان مسلمان، افرادي چون علامه طباطبايي، شهيد مطهري و علامه محمدتقي جعفري بودند...
شناخت در قرآن
آيت الله شهيد دكترسيد محمد بهشتي
شناخت، از موضوعات نوبنياد در فلسفة اسلامي است كهدر دهههاي سي، تاپنجاه، همراه با اوجگيري جريانهاي چپ ماركسيستي در ايران مطرح شد و در ميانانديشمندان و جوانان آن روزگار مقبوليت عام يافت، طرحكنندگان اولية اين مبحث در ميان انديشمندان مسلمان، افرادي چون علامه طباطبايي، شهيد مطهري و علامه محمدتقي جعفري بودند. از شاخه هاي مهم اين بحث درميان جوانان مسلمان، اين بود كه بدانند نظرگاهقرآن در اين باره چه است. كتاب «شناخت از ديدگاه قرآن» صورت مكتوب سيزده جلسه درس مرحوم دكتر بهشتي، با همين عنوان است كه در سالهاي 1356 و 1357 القاء شده است.
درسهاي اول تا چهارماين كتاب، موقوف تعريف ، تبين واژهها، اقسام شناخت و اهميت آن در زندگي انسانها شده است. نويسنده در تقسيم شناختابتدا به شناخت عمقي و سطحي اشاره دارد و آنگاه به شناخت بديهي و نظري ميپردازد و مدعي است كه در قرآن نيز اين تقسيمبنديها ملحوظ شده است،اما مهم اين است كه انسانها مرتبة هر يك از آنها را مدنظرداشته باشند.
در درسهاي پنجم، ششم و هفتم سخن دربارة ابزارهاي شناخت است و پس از بيان پارهاي توضيحات لازم، آيات قرآنياي بررسي مي شوند كه در آنها كلماتي مانند « بصر»، « عين»، «سمع» و «اذن» مذكور افتاده است. دكتربهشتيبا درنگ بيشتر رويكلمة دل و يا قلب در زبان فارسي و عربي، به اهميت اين عضو شناختي تكيه ميكند.
دو درس بعدي كتاب، گفتوگو بر سر برد شناخت است. پرسش اين است كه آيا غير از شناسايي ظواهر و صفات و عوارض اشياء ، جوهر و ذات را هم ميتوانيم بشناسيم؟ به عبارت ديگر آيا برد شناخت به اندازة برد حس است، از برد حس بيشتر است و ماوراي حس و ماوراي محسوس هم براي ما قابل شناسايي است؟ وقوع خطا در شناخت و چگونگي آن در قرآن موضوع سه درس بعدي اين كتاب است. در اين قسمت از وحي به عنوان يكي از منابع قطعي شناخت بدون اشتباه در قرآن ياد ميشود.