کد مطلب: 25
تاريخ: جمعه ۸ دي ۱۳۸۵
منبع: سالنامه اهل قلم
يادداشت: دير زماني است تلويزيون به عنوان جزئي از اجزاي زيستمحيطي و عضوي فعال و ب در برنامههاي اين جعبة جادو، تفاوتي ميان كودك و بزرگسال وجود ندارد. كشتار و خشونت، آدمربايي و سرقت، برهنگي و سكس، ناهنجاريهاي اخلاقي و فرهنگي و اجتماعي، ريخته در انواع قالبهاي نمايشي و تصويري و حتي پيامهاي بازرگاني، پيوسته در معرض ديد كودك و بزرگسال ـ به طور يكسان ـ قرار دارد. ثمرة قهري اين وضع، ايجاد اختلال و تزلزل در دوران كودكي انسانها تا سرانجام محو و زوال كامل آن خواهد بود... سيار مؤثر از اعضاي خانوادة انساني درآمده است.
نقش رسانههاي تصويري در زوال دوران كودكي
q نيل پُستمن
پروفسور نيل پستمن استاد دانشگاه نيويورك، جامعهشناس و پژوهشگر مسايل ارتباط جمعي، از زمره كارشناساني است كه خطر كاربرد تكنولوژي بدون اخلاق را طي كتابها، مقالات، سخنرانيها و مصاحبههاي فراوان گوشزد كردهاست. از جمله آثار وي كه در ايران به فارسي ترجمه و چاپ شده است، ميتوان از دو كتاب «زندگي در عيش، مردن در خوشي» و «تكنوپولي» نام برد
پستمن كه در سطح بينالمللي شهرت و اعتبار خاصي دارد، آثارش به اكثر زبانهاي زندة دنيا ترجمه شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفته است. در دنياي روشنفكران غرب، پستمن را كارشناسي صاحبنظر، داراي بياني صريح و آميخته با طنز ميشناسند.
كتاب حاضر، يعني «زوال دوران كودكي» از كارهاي جنجالي او به شمار ميرود. آنچه ميخوانيد، گزيدهاي است از مقدمة مترجم كتاب، دكتر صادق طباطبايي:
«دير زماني است تلويزيون به عنوان جزئي از اجزاي زيستمحيطي و عضوي فعال و بسيار مؤثر از اعضاي خانوادة انساني درآمده است. در مغربزمين و بهويژه در ايالات متحدة امريكا، اين ابزار رسانة ارتباط جمعي حتي جايگزين پدران و مادران شده... در برنامههاي اين جعبة جادو، تفاوتي ميان كودك و بزرگسال وجود ندارد. كشتار و خشونت، آدمربايي و سرقت، برهنگي و سكس، ناهنجاريهاي اخلاقي و فرهنگي و اجتماعي، ريخته در انواع قالبهاي نمايشي و تصويري و حتي پيامهاي بازرگاني، پيوسته در معرض ديد كودك و بزرگسال ـ به طور يكسان ـ قرار دارد. ثمرة قهري اين وضع، ايجاد اختلال و تزلزل در دوران كودكي انسانها تا سرانجام محو و زوال كامل آن خواهد بود...
اعتراض پستمن و انذار او به پيوند و اتحادي است كه ميان سود و تجارت و بياعتنايي عليه آزادي و رشد و سلامت روح و جسم كودك منعقد شده است. در اينجا كودك به عنوان يك موجود بيولوژيكي، با خصوصيات ويژة خود، مورد نظر او نيست، بلكه عنايت او به «كودك» و «كودكي» به عنوان يك مقولة فرهنگي و يك پديدة اجتماعي و انسانشناختي است.
زوال دوران كودكي يا افول طفوليت، آسيب اجتماعي بزرگي است كه گريبانگير بشر در جهان متمدن امروز شده است... «دوران كودكي» يعني جهان تصورات و تخيلات و دنياي احساسات و انديشة كودك، زماني به انهدام و زوال كامل ميرسد كه از كودك و خردسال و حتي نوجوان، تنها موجودي با تمنيات و آرزوهاي بزرگسالان باقي مانده و آنچه در ذهن و انديشة او ميگذرد، «رؤياي بزرگسالان» باشد و بس.
انساني كه از دوران شيرخوارگي با يك جهش پا به جهان بزرگسالان ميگذارد، چگونه انساني است؟ آيا انساني است كه زودتر به مرحلة بلوغ و بزرگسالي رسيده است، يا بزرگسال و جواني است كه «كودك» و «بچهصفت» مانده است و خواهدماند؟ كتاب حاضر به روشنگري اين مقوله پرداخته است.