کد مطلب: 108
تاريخ: چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۶
منبع:
يادداشت: هرچه گذشت، ذهن و زبان و تفكر شاعرانة كاظمي پختهتر شد و اكنون در نقطهاي ايستاده است كه او را ميتوان از مثنويسرايان موفق دو سه دهة اخير به شمار آورد...
محمدكاظم كاظمي، شاعري افغان است، اما در تحليل و تبيين وضع و حال امروز ايرانيان، از بسياري از شاعران ايراني بهتر و دقيقتر سخن گفته است.
«پيادهآمده بودم...» اولين مجموعه شعر كاظمي، نام او را به عنوان شاعري چيرهدست در جامعة شعري ايران و افغانستان مطرح ساخت، هرچند كاستيهايي هم در آن مجموعه بود كه كاظمي خود به آنها اعتراف كرده و آنها را پذيرفته است.
اما هرچه گذشت، ذهن و زبان و تفكر شاعرانة كاظمي پختهتر شد و اكنون در نقطهاي ايستاده است كه او را ميتوان از مثنويسرايان موفق دو سه دهة اخير به شمار آورد. «قصة سنگ و خشت» شامل بخش اعظم شعرهاي «پياده آمده بودم...» به اضافة گزينهاي از شعرهاي جديد كاظمي است.
«قصة سنگ و خشت» با شعر «سقفهاي بيديوار» سرودة سال 1367 آغاز ميشود و با شعر «عموزنجير باف» از سال 1382 پايان مييابد. بدين ترتيب، اين كتاب، به واقع كارنامة شاعري محمدكاظم كاظمي است، چون تقريباً همة شعرهاي قابل توجه او را در خود دارد. بسياري از شعرهاي اين كتاب، اولين بار است كه در مجموعهاي از اين شاعر به چاپ ميرسد.
«قصة سنگ و خشت»، در بهار 1384 توسط انتشارات نيستان منتشر شد و در پاييز همان سال، به چاپ دوم رسيد.